293-


می گم من برای خودم می نویسم، تو برای خودت؛ بعد نوشته هامونو قاطی می کنیم. خوب اینم یه مدلشه دیگه. مال وقتیه که مخ آدم ... منظورم اینه که آدم قاطی کرده باشه. یعنی یادش نیاد کی، کجا و چه موقع اتفاق افتاد! والله به خدا! می گن مردم خل شدن. راست می گن انگار! من خودم هم با چشمای خودم دیدم. هر روز می بینم ... توی آینه، بیرون از آینه، اینجا، اونجا؛ فقط کافیه دستتو دراز کنی تا بشی زبل خان. از فردا دانشگاه شروع می شه؛ فی الواقع از امروز شروع شده اما ما چون کلاسمون بالاست از فردا می ریم؛ بالاخره سال آخریم دیگه! اینجا اینجوریه ... کلاس آدما با این چیزا مشخص می شه، تازه این که خوبه ... بگذریم ... بذار برم بنویسم، میام که نوشته هامونو ...

/ 5 نظر / 17 بازدید
غريبه نيستم

ســـــــــــــلام/تبريک ميگم چه زود سال آخری شدی/انگار همين ديروز بود که دانشگاه قبول شدی و شيرينی نـــــــــــــــدادی/شنيدی که ميگن آشپز که ۲تا بشه ............پس خودت تنهايی بنويس

پريسا

سيلام. دوست جون با کلاس من چطوره؟‌ ما از فردا مفصل می ريم دانشگاه! ايشالله می بينمت!‌ پ.ن. بابا سال بالايی...

فرا

بازم خوبه لذت اول مهر رُ يك بار ديگه ميچشي

فرا

عرضي نيست

مجید

[ناراحت]