۳۲-زندگی

یکی به داد من برسه .من نمی دونم چرا زنده م ؟چرا اینجام؟اصلا چرا اومدم؟ چرا موندم؟ چرا موندن و رفتنم دست خودم نیست؟چرا باید هم اومدنم هم رفتنم دست کس دیگه ای باشه؟
همه ادعا می کنن همه چی می دونن اما هیچ چیز بارشون نیست... بعضیا این قد خودخواهن که دیگران رو اسباب بازی می بینن!اسمشونم می ذارن آدم!

نمی دونم ... دیگه هیچی نمی دونم.نمیدونم دارم چی کار می کنم.نمی دونم چه گندی دارم میزنم ... کمکم کن ... روحمو آزاد کن .....

/ 3 نظر / 7 بازدید
hossein

سلام دوست خوبم،راستش هيچ وقت با اين نظر موافق نبودم که چرا اومدن و رفتن ما دست خودمون نيست،اگه احساس کنيم که هستی ما متعلق به خداست و خودمون رو بنده اون بدونيم هيچ وقت اين سوال به ذهنمون نخواهد رسيد،موفق باشی.

فریبرز

میدونی چیه هانی جونم؟...میگه...تا شقایق هست...زندگی باید کرد...

Rouzbeh

سلام خانوم asp راستش با اون قسمت نمی دونمت موافقم چون منم هيچی نمی دونم ولی بودن و نبودن ما دست نيرويی هست که توافق کرديم که خدا صداش کنيم ولی من متقدم که اين خدا چيزی نيست جز خود انسان .... پس بيخود نق نزن که همه چيز نشات گرفته از خودمون ................... ميگه هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست چه قدر گنده گنده حرف زدم!!!!!!Take it easy baba