347- گاهی به آرامی ...

"به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی 
اگر سفر نکنی، 
اگر کتابی نخوانی، 
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، 
...
به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی 
اگر برده‏ی عادات خود شوی، 
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ... 
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی 
اگر رنگ ‏های متفاوت به تن نکنی، 
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
 به آرامی آغاز به مردن می ‌کنی 
...

اگر به خودت اجازه ندهی 
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ ات 
ورای مصلحت ‌اندیشی بروی ..."

پابلو نرودا

چشم را باید گاهی به دیدن ِ زیبایی ها برد. بهانه نیاوریم که زیبایی نیست یا باید تا دورها رفت.  واقعیت این است که عادت نکرده ایم که غیر از چیز های معمولی چیزی ببینیم. در واقع آنها را هم نگاه می کنیم اما نمی بینیم. نگاه می کنیم و رد می شویم. چشم باید یاد بگیرد که زیبایی را ببیند و لذت ببرد و آرامش بیابد. همان طور که گوش باید گاهی موسیقی ِ اصیل بشنود. همان طور که ذهن باید کتاب ِ خوب بخواند، فیلم ِ خوب ببیند . ما مسئولیم. ما در برابر همه این ها مسئولیم. ما در برابر ِ خودمان مسئولیم. ما در برابر ِ آرامش ِ خودمان مسئولیم، در برابر ِ انسان بودنمان، عقلانیتمان و احساساتمان. علف های ِ هرز را باید چید ... گاهی باید درختان را هَرَس کرد. کار ِ آسانی هم نیست. باید بعضی چیز ها را از ریشه کند. به هر حال علف های هرز هم ریشه دارند و از ریشه در آوردن درد دارد. اما گزیری نیست. باید جلو برویم. 

/ 2 نظر / 24 بازدید
Hessam

همیشه، همیشه کسی که به فکر بهتر شدن و بهتر بودن است، کسی که مدام به فکر تصحیح اشتباهات خود است، کسی که داناست. این چنین انسانی باید درد بکشد و تاوان دهد. اما همین درد است و همین از ریشه کندن علف های هرز است که روزی آرامش ما از پس آن فرا خواهد رسید. اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ ات ورای مصلحت ‌اندیشی بروی... همین تکه کوتاه...کلی حرف درش هست. همیشه بنویس که من هوادار نوشته هاتم [لبخند]

هستی.

خیلی قابل تامل بود این گفته های پابلو نرودا ممنون[گل]