مختصری از پيام روز جهانی کتاب کودک امسال:

«کودکی خردسال بودم اما نمی دانم چند سال داشتم.فقط می دانم بلندی قدم به اندازه ای بود که می توانستم پشت ميز کار پدر بايستم،دست هايم را بر ان بگذارم وچانه ام را بر دست هايم.درست در برابر چشمانم، مجسمه ی کوچکی از برنج قرار گرفته بود... پذر...آن دو را معرفی کرد: دون کيشوت و سانچوپانزا....سپس پدر کاری را که بدان مشغول بود رها کرد ،کتابی بزرگ را از قفسه ای برداشت و همچنان که قصه هايی از ان دو مرد را برايم نقل می کرد، به نشان دادن عکس های آن سرگرم شد... پرسيدم : چه کسانی درون آن کتاب ها زندگی می کنند؟از پاسخ او دريافتم که در آنجا هرگونه کتابی يافت می شود.کتاب هايی که درون آن ها پر بود از زندگی های بی پايان.از ان پس به ياری پدر و مادرم،دست به کار آشنايی با بعضی از آن ها چون رابينسون کروزو در جزيره اش،گاليور در سرزمين کوتوله هاو رابين هود در جنگلش شدم... وقتی خواندن اموختم،زمانآن فرا رسيدکه خود در کتاب ها منزل کنم.در آن جا با شخصيت هايی از قصه های عاميانه ی سراسر جهان در مجموعه هايی رو به رو شدم که ناگزيرم کرد از چين تا ايرلند و از روسيه تا يونان را زير پا بگذارم... در فرانسه با دارتانيا اسب برانم ،با علاءالدين در بازار بغداد گم شوم،با پيتر پان به سرزمين ر‌ؤيا ها پرواز کنم... در خيابان های لندن با اليور توويست و در خيابان های پاريس با کوزت از گرده ام بار بکشند...درست به همين شکل.نه مرزی در کار و نه سن و سالی مطرح.جست و خيز کنان از اين جا به آن جا در حرکت... آرام آرام از اين همه گونه گونی،دنياهای درون من و زندگی های درون آن ها شکل گرفت و اکنون با کتاب هايی که می آفرينم همگان را با هر آن چه که درونم می گذرد،سهيم می کنم.»

آنتونیو پائولوس ـ پرو
ترجمه: منصوره راعی

روز جهانی کتاب کودک بر همه ی کودکان ايران و جهان ( به خصوص سهند و بامداد عزیزم) مبارک!