يه سنته ايرانی.يه سنت خوب و دوست داشتنی مثل خود عيد.از بين رفتنی هم نيست. حتی اگه ... وقتی يه چيزی توی قلب ادما رخنه کرد، ديگه نمی شه اونو بيرون آورد! بابا سيزده به در خودمونو می گم يا همون روز طبيعت! خيلی قشنگه.دوست دارم راجع به تاريخچه اش بدونم. يا مثلا اين که چرا سبزه هاشونو می ذارن روی ماشين و اونو می اندازن توی خيابون! و يا مثلا فلسفه ی اين چمن گره زدن چيه؟ به هر حال همين هاست که قشنگش می کنه.اما به نحسيش هيچ اعتقادی ندارم.

ما هم امروز سيزده به دری داشتيم.بعد از چند سال،اولين سيزده به دری بود که بهم واقعا کیف داد. اول قرار بود با يه سری از بچه ها بريم بيرون.هم دوست داشتم برم، هم اين که دلم نمی اومد بابا رو تنها بذارم.آخرشم نشد با اونا برم. حالا اين وسط ( قبل از منتفی شدن برنامه ی دوستان) طليعه جون گفته بود با ما بياين که ما گفتيم حالا ببينيم چی می شه.بعد کلی ناراحت شديم که چرا باهاشون نرفتيم.به بابا گفتم بريم دنبالشون ( تقريبا می دونستيم کجا می رن) يا پيداشون می کنيم يا نمی کنيم! به هر حال يه دوری زديم!خلاصه رفتيم. من رانندگی می کردم. آدرس رو هم درست بلد نبودم! بابا کلی اذيتم کرد! بالاخره پيداشون کرديم.همشون( به خصوص بامداد ) خيلی خوشحال شدن.منم طبق معمول از اول تا آخرش با اون بودم! ( اينم بگم که ما سر ناهار رسيديم ) بعد از خوردن و آشاميدن و ... رفتيم بازی. يه کم با بامداد فوتبال بازی کردم بعد کمی گشتيم و همه رفتيم قدم زنی. من و بامداد از يه راه ديگه رفتيم!برگشتيم دوباره به قول بامداد سر سفره. ۱در بزرگ بامداد خوابيده بود. بامداد رفت پتوی زير سرشونو کشيد آورد انداخت روی خودش همين طور که خوابيده بود، بچه ی خونواده ی بغلی، اومد بالای سر پدربزرگ بامداد. بامداد يه هو بلند شد بچه ی بيچاره رو هل داد و گفت : برو،برو کنار ،اين بابا بزرگ منه. خلاصه ... جدالشون خيلی خنده دار بود.بچه هه رو شوت کرد بهش گفتم: نه به اون که پتو رو از زير سرشون می کشی نه به اين کارت! به روی خودش نيوورد.بقيه که اودن کمی چيز خورديم( کمی که چه عرض کنم! ) بعدش با بامداد و برادر های طليعه جون و زن برادرش رفتيم لب آب سنگ پرت کرديم!!! بامداد کلی کيف کرده بود نمی ذاشت بر گرديم.به زور اومديم خونه! اما کلی خوش گذشت و حال داد مخصوصا اين که بعد از اومدن به خونه يه خواب درست و حسابی کرديم ...

سيزده بدر همه مبارک!
راستی یه چیز دیگه ...یکی بگه جریان دروغ ۱۳ چیه؟ و آیا تقلیدی از دروغ آوریله یا اونا از ما تقلید کردن؟