امشب خيلی جالب بود. حدود ساعت ۹:۳۰ برق همه ی تهران با هم رفت! اتفاقا ما داشتيم می رفتيم بيرون.خلاصه من که نفهميدم چه جوری در رو قفل کردم و رفتم پايين! خلاصه ... خيلی جالب بود.حتی ساعت ۳ شب هم تهران رو اينجوری نديده بودم.همه جا تاريک تاريک بود! تاريکی مطلق به معنای واقعی ... من داشتم رانندگی می کردم.فقط تا دو متری خودم که چراغ ماشين روشنش می کرد بيشتر نمی ديدم! اما يه جورايی خوشم اومده بود گفتم شايد خبری شده و می خوان به تهران حمله کنن اينا هم همه جا رو خاموش کردن! حالا ۱ چيز جالب‌! از جلوی ميلاد نور که رد شديم، ديديم يه عالمه جمعيت بيرونش ايستادن! مجتمع به اين بزرگی اضطراری نداشت! شايدم داشت و ... این وسط یکی از دوستام زنگ زد و گفت که بیرون از خونشون ایستاده.گفت خونمون طبقه ی پونزدهمه!!!!‌آسانسور هم که ... اینا هم اضطراری نداشتن
دلم سوخت. خلاصه بساطی بود ... اخبار ساعت ۱۲ گفت خيلی از شهر ها اين جوری بودن. خيلی جالبه مگه نه؟!!!