هر چيزی از مسيرش منحرف شه ، عاقبت خوشی نداره ! نمونه اش همين چهار شنبه سوری خودمون ! چی بود ... چی شد ( چی کردنش)‌! بچه تر که بودم، کلی خوش می گذشت ... آتيشی بود و ... همه همسايه ها جمع می شديم از رو آتش می پريديم. می گفتيم و می خنديديم .(شاعر شدم ) يادتونه :"سرخی تو از من ، زردی من از تو " ...
اما حالا چی؟ همش ترقه و نارنجک و بمب و ... که چی بشه آخه؟ که اعصاب مردمو خورد کنين؟ ... باز اون دلمبو ديمبوی اخرش يه چيزی اما چه فايده؟ اونم آخرش بزن بزن می شه! سر چی؟ هيچی ديگه ...هميشه يه نفر غيرتی می شه و ... همه هم که ماشاالله مست هستن ... من مست و تو ديوانه...ما را که برد خانه؟ هيچی داداش امشب بريد آب خنک بخوريد تا بعد ! اينم از بساط چهار شنبه سوری ما !!!!