اين شعر رو همه ی ما وقتی بچه بوديم از بر بوديم.اما تا يه کم حس کرديم به خیال خودمون بزرگ شديم گذاشتيمش توی صندوقچه ی خاطرات فراموش شده ی کودکی ... بياين بازم با هم بخونيم ... شايد يادمون اومد که ...

" خوشحال و شاد و خندانم .... قدر دنیا رو می دانم
خنده کنم من ،دست بزنم من، پا بکوبم من ، جوانم
در دلم غمی ندارم، زیرا هست سلامت جانم
عمر ما کوتاست،‌ چون گل صحراست، پس بیایید شادی کنیم
بیایید با هم بخوانیم، ترانه ی جوانی را
عمر ما کوتاست ،چون گل صحراست، پس بیایید شادی کنیم
گل بریزم من از روی دامن بر روی خرمن شادانم . "