می گم من برای خودم می نویسم، تو برای خودت؛ بعد نوشته هامونو قاطی می کنیم. خوب اینم یه مدلشه دیگه. مال وقتیه که مخ آدم ... منظورم اینه که آدم قاطی کرده باشه. یعنی یادش نیاد کی، کجا و چه موقع اتفاق افتاد! والله به خدا! می گن مردم خل شدن. راست می گن انگار! من خودم هم با چشمای خودم دیدم. هر روز می بینم ... توی آینه، بیرون از آینه، اینجا، اونجا؛ فقط کافیه دستتو دراز کنی تا بشی زبل خان. از فردا دانشگاه شروع می شه؛ فی الواقع از امروز شروع شده اما ما چون کلاسمون بالاست از فردا می ریم؛ بالاخره سال آخریم دیگه! اینجا اینجوریه ... کلاس آدما با این چیزا مشخص می شه، تازه این که خوبه ... بگذریم ... بذار برم بنویسم، میام که نوشته هامونو ...